الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

222

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

به حركت جوهر ذاتى ، دائماً در حال حدوث و تجدد است ، و چون مجموعاً يك وجود خارجى است پس يك واحد حادث است ( البته حادثى كه حدوثش تدريجى است و دائماً در حال حدوث و زوال است ) ، و هر واحد حادث نيازمند به علت محدث است ؛ پس جهان به عنوان يك واحد حادث و به عنوان پديدهء واحد ، نيازمند يه محدث و پديدآورنده است . اگر كسى حركت عمومى جهان را منكر شود ، امكان ذاتى جهان و اجزاى جهان را نمىتواند منكر شود ، زيرا جهان داراى ماهيت است و لازمهء ماهيت داشتن ، امكان ذاتى است ؛ و چون همهء جهان يك واحد شخصى است پس همهء جهان يك واحد ممكن است ، و هر ممكنى در وجود خود نيازمند به علتى ماوراى وجود خود است ، پس جهان نيازمند به علت موجده است . فايدهء اين مقدمهء اضافه اين است كه اگر جهان را مجموعاً يك واحد خارجى ندانيم ممكن است كسى عليت وجودى اجزاى جهان را با خود اجزا توجيه كند و بگويد در جهان ، غير متناهى همان‌گونه كه حادث و ممكن و معلول وجود دارد به همان ميزان محدث و موجد و علت غير متناهى وجود دارد ، هر حادثهء قبلى محدث و موجد و علت حادثهء بعدى است ، پس نيازى به علتى ماوراى اجزاى جهان نيست . بلكه علت و معلول در مجموعهء جهان هستى موجود است هر علتى معلول قبلى و علت موجود بعدى خود مىباشد . معمولًا مادى مسلكان عليت اشيا را نسبت به يك‌ديگر به همين ترتيب توجيه مىكنند . اما پس از آن‌كه دانستيم جهان مجموعاً يك واحد طبيعىِ واقعىِ شخصى را تشكيل مىدهد ، حكم مىكنيم كه جهان يك واحد نيازمندى است و قهراً علتى ماورا خود ايجاب مىكند كه آن علت ماورايى افاضه‌كننده وجود به آن مجموعهء واحد باشد .